تبلیغات
ایران سرزمین مهر بیکران - کشیش و مرد ثروتمند
 
ایران سرزمین مهر بیکران
دانش اگر در ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس بدان دست خواهند یافت
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید،
امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
لطفا در مورد مطالب نظر بدهید.
( حسین محمدی )

مدیر وبلاگ : حسین محمدی



نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟







مرد ثروتمندی به کشیشی می‌گوید: نمی‌دانم چرا مردم مرا خسیس می‌پندارند.

کشیش گفت: بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.

خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزنانگیز تو به نیکی سخن می‌گویند و تصور می‌کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می‌دهی.

اما در مورد من چی؟... من همه چیز خودم را به آن‌ها می‌دهم از گوشت ران گرفته تا سینه‌ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاککن درست می‌کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی‌آید. علتش چیست؟

می‌دانی جواب گاو چه بود؟ جوابش این بود:

شاید علتش این باشد که

«هر چه من می‌دهم در زمان حیاتم می‌دهم»




نوع مطلب : شعر ، متن ، داستان، عمومی، فرهنگ و ادب و هنر، 
برچسب ها : گاو، خوک، کشیش و مرد ثروتمند، داستانک، داستان کوتاه،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
بالای صفحه
 
Online User