تبلیغات
ایران سرزمین مهر بیکران - احساس پدرانه
 
ایران سرزمین مهر بیکران
دانش اگر در ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس بدان دست خواهند یافت
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید،
امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
لطفا در مورد مطالب نظر بدهید.
( حسین محمدی )

مدیر وبلاگ : حسین محمدی



نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟







یک روز از بابام پرسیدم:
یادته مـــن چه ساعتی به دنیا آمدم ...؟
بابا در جواب گفت:
بامداد بود که به دنیـــا آمدی ...
دوباره پرسیدم، دقیق نمیدونی کـــی بود ...؟
بابا گفتش دم دم دای صبح بود ...
من تو دلـــم گفتم:
ای بابا انقدر براش مهم نبودیم که ساعتش و یادش نمیاد ...
از آن روز گذشت تا روز تولـــدم که بابا تلفنی تولدم تبـــریک گفت و من به شوخی گفتم هنوز یادت نیومده کی به دنیا آمدم ...؟
بابا در جواب گفت:
اون موقع ساعت رانگاه نکردم، راستش از شـــوق دیدار ساعت همراه نیاورده بودم ...
کاش آن لحظه کنارش بودم و میرفتم تو آغوشش ...
مـــن دیگه چیزی نگفتم و در فکـــر این احساس عمیق پدرانه به سکوت رفتم.




نوع مطلب : شعر ، متن ، داستان، فرهنگ و ادب و هنر، 
برچسب ها : پدر، احساس پدرانه، ساعت تولد،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
بالای صفحه
 
Online User